آلاينده هاي آب از بسياري فعاليت هاي بشري در زمينه هاي مختلف ناشي مي شوند. آلودگي صنعتي ممكن است از يك لوله فاضلاب صنعتي مستقيماً وارد محيط آبي گشته و يا بر اثر نشت از خط لوله ها و مخازن ذخيره اي زيرزميني پديد آيد. همچنين آب آلوده ممكن است از معادن به سمت طبيعت جاري گردد. همان آبي كه جهت صاف كردن مواد معدني يا انجام فرايندهاي مختلف روي سنگ معدن از آن استفاده مي شود. شهرها و ديگر مناطق مسكوني نيز در آلودگي آب مشاركت فعال دارند. اين مناطق با وارد كردن فاضلاب هاي آلوده به مواد شيميايي به كار رفته در امور منزل باعث آلودگي آب‌هاي سالم مي گردند. گاهي اوقات كارخانجات هم پساب هاي صنعتي خود را وارد سيستم فاضلاب شهري مي كنند كه اين به تنوع آلاينده ها در مناطق شهري مي افزايد. آلاينده هاي ناشي از فعاليت هاي كشاورزي نيز كه از مزارع، چراگاه‌ها، دامپروري‌ها و مراتع نشات مي‌گيرند شامل مواد دفعي حيوانات، مواد شيميايي مزارع و رسوبات ناشي از فرسايش مي گردند.

اقيانوس ها نيز با تمام وسعت خود از آلودگي ها در امان نيستند. مواد آلاينده از طريق سواحل نزديك، كشتي ها و سكوهاي نفتي دور از ساحل وارد دريا مي گردد. هرچند كه فاضلاب و پسمانده غذاهاي كشتي ها كه به دريا مي ريز باعث اندك ضرري مي گردد، اما خطر بزرگتر پلاستيك هاي ريخته شده در آب است. اين مواد باعث مرگ پرنده ها و حيوانات دريايي از طريق گير انداختن آنان، محدوديت حركتي و يا حتي مسدود كردن دستگاه گوارش آن‌ها در صورت بلع مي‌گردد.



نشت نفت غالباً در اثر آسيب ديدگي تصادفي كشتي ها و نفت كش ها در حوادثي چون حادثه Amoco Cadiz در سال 1978 در سواحل فرانسه و يا فاجعه Exxon Valdez در سال 1992 در آلاسكا رخ مي دهد. همچنين تخليه عمدي نفت در دريا به هنگام ترس از گير افتادن در تلاطم‌ها نيز مقادير زيادي نفت را وارد دريا مي‌نمايد. سكوهاي نفتي نيز گاهي اوقات منجر به نشت نفت مي‌گردند. براي مثال دومين نشت نفت بزرگ كه تاكنون در جهان رخ داده است در سال 1979 در خليج مكزيكو هنگامي رخ داد كه چاه Ixtoc 1 مقدار 530 ميليون ليتر نفت را وارد دريا نمود. بزرگترين حادثه نفتي ثبت شده تاكنون در هنگام جنگ خليج فارس در حالي رخ داد كه نيروهاي عراقي 8 نفت كش و پايانه ساحلي نفت كويت را منهدم نموده و باعث ورود 910 ميليون ليتر نفت به دريا گشتند. نشت نفت بدترين عواقب را هنگامي در پي‌ دارد كه لكه نفتي با خطوط ساحلي برخورد نمايد. حظور نفت در مناطق ساحلي باعث مرگ بخش زيادي از زندگي حيوانات، پرندگان و پستانداران دريايي مي‌گردد. در پرندگان و پستانداران، آسيب نفت از آن جهت است كه با آلوده كردن پر يا خز آنها خاصيت ضد آب طبيعي آن را از بين برده و باعث غرق شدن يا سرما خوردن آنها مي گردد. همچنين باعث مريضي يا مرگ اين موجودات بر اثر مسموميت ناشي از بلعيدن نفت در هنگام تميز كردن بدنشان با زبان يا منقار مي شود.

آلودگي درياها از طريق آلاينده‌هاي ديگري نيز صورت مي گيرد. براي مثال دي اكسيد سولوفوري كه از دودكش نيروگاه ها خارج مي شود در ابتدا يك نوع آلودگي هوا تلقي مي‌گردد اما در گذر زمان ضمن تركيب شدن با رطوبت هوا به اسيد سولفوريكي تبديل مي‌گردد كه در قالب باران هاي اسيدي به زمين ريزش مي كند. ريزش باران هاي اسيدي به زمين و حركت اين مواد به سمت آبراه ها و ديگر منابع آبي باعث ايجاد آلودگي در آنها مي‌شود كه به مرگ حيات وحش و يا حتي حذف آن منجر مي گردد. به طريق مشابه زهرآب ناشي از مناطق جمع آوري زباله نيز در صورت نفوذ به درون زمين يكي از آلاينده‌هاي منابع آب زيرزميني به شمار مي آيد (آبي كه بين سنگريزه ها و ماسه‌هاي زيرزميني محبوس شده و به آن آبخان يا آكوئيفر گفته مي شود).

منابع آلودگي كه به راحتي قابل تشخيص است مثل يك لوله تخليه فاضلاب يا شافت هاي معادن به نام ((منابع نقطه‌اي)) شناخته مي شوند اما تشخيص ((منابع غير نقطه‌اي)) كاري دشوارتر است. آلودگي‌هاي ناشي از اين منابع، در گذر زمان از نواحي وسيعي توسط رواناب باران و يا ذوب برف به سمت جويبارها روانه مي گردد. براي مثال لكه‌هاي كمرنگ روغن اتومبيل كه در كف پاركينگ ها ديده شده و در هنگام بارندگي به سمت منابع آب منطقه جاري مي گردد جزو آلاينده هاي نقطه اي به شمار مي آيد. ضمناً بيشتر آلودگي‌هاي كشاورزي نيز جزو آلودگي هاي غير نقطه اي به شمار مي آيد چرا كه منبع آن مساحت زيادي از زمين هاي مختلف مي باشد.



4

- راههاي كنترل



در ايالات متحده آمريكا جنبش وسيعي جهت مبارزه با آلودگي آب در سال 1972 با تصويب لايحه ((آب پاك)) توسط كنگره آغاز گشت. اين قانون آغازگر اين طرز فكر بود كه بايد تمامي راههاي تخليه منابع آلودگي به درون آبهاي سطحي چون رودها، درياچه ها، تالاب ها، درياها و... مسدود گردد. اين قانون از كساني كه اقدام به آلوده كردن آب مي نمودند خواست تا از مقامات مسئول جهت كار خود كسب مجوز نموده و در طول زمان متعهد به كاهش مقدار آلودگي ها گردند. همچنين با اهداي بودجه هاي قابل توجهي به ايالت ها اجازه داده شد تا اقدام به كشت گياهان كاهنده آلودگي آب هاي آلوده به خصوص فاضلاب نمايند.

از زمان تصويب قانون ((آب پاك)) در سال 1972 بيشتر منابع نقطه اي آلودگي آب در ايالات متحده يا برچيده شده و يا اقدامات تصفيه كننده لازم روي آنها صورت گرفته است. گياهان تصفيه كننده آب در برخي مناطق آب را آنچنان تميز مي كنند كه مي تواند مجدداً مورد استفاده قرار گيرد. صنايع نيز در حال تغيير سيستم هاي تخليه فاضلاب خود به طرقي هستند كه علاوه بر توليد كمتر فاضلاب، مقادير توليد شده نيز آلودگي كمتري ايجاد نمايند. در نتيجه اكنون آبهاي سطحي بسيار تميز تر از سال هاي قبل از 1972 مي باشند. در 1990 يك بررسي جامع نشان داد كه سه چهارم آب‌هاي سطحي اين كشور جهت شنا كردن و ماهيگيري از تميزي لازم برخوردار هستند. تميز كردن درصد باقيمانده آبها نيز احتياج به تلاش بيشتر جهت حل مشكلات پيچيده ناشي از منابع غير نقطه اي آلودگي دارد.

كنگره آمريكا از تمامي ايالات خواست تا پس از شناسايي منابع غير نقطه اي آلاينده آب اقدام به حذف آنها نمايند. از آنجا كه رفع معضلات ناشي از آلودگي هاي غير نقطه اي بسيار دشوار مي نمايد بهترين راه حل براي آن جلوگيري از پديد آمدنش به نظر مي رسد.

در مناطق شهري وجود تابلوهاي آگاهي دهنده باعث تشويق مردم به نريختن زباله هايي چون روغن كهنه خودرو يا بخاري هاي قديمي و ... به درون آب مي گردد. افراد خانه دار نيز تشويق به اين كار مي شوند كه در استفاده از آفت كش هاي باغچه ها محتاط تر بوده طوري كه رواناب آلوده كمتري ايجاد كرده و موجب Eutophication (انباشتگي) نگردند. در كارگاه هاي ساختماني هم از پيمانكاران خواسته شده تا با اقدامات مختلفي چون كاگذاري Tarp ها و دام هاي رسوب گير و كاشتن چمن از فرسايش خاك جلوگيري نمايند.



در مناطق حومه شهرها و در روستاها تلاش بر اين است تا اثرات سوء ناشي از فعاليت هاي مختلف كشاورزي چون حشره كش ها، پساب ها، فرسايش و كودها نيز كاهش يابد. در اين راستا زارعين و باغداران تشويق شدند تا درختان و گياهان كناره نهرها را قطع نكرده و دست نخورده باقي گذارند تا با اين كار از فرسايش خاك جلوگيري گردد. مناطق دامنه اي نيز هم اكنون به جاي جهت سرازيري در راستاي خطوط كانتور شخم زده مي شوند تا علاوه بر جلوگيري از فرسايش باعث ايجاد آبراهه هايي نيز بگردند. گاوها نيز از آبراهه ها دور نگه داشته شده و در اسطبل هاي خود نگهداري مي شوند تا بتوان دفعيات آنها را به طريق مناسب جمع و زائل نمود.

دولت هاي جهان با روند فزاينده اي تالاب هاي خويش را بيش از پيش حفاظت مي كنند. چرا كه اين مناطق تله هاي خوب براي آبهاي آلوده بوده، گياهان آن مواد غذايي زائد را جذب كرده و بسياري آلاينده ها در آن ته نشين مي گردند. در بسياري از مناطق نيز تالاب هاي از دست رفته در حال احيا هستند. اما عليرغم همه اين جنبش ها هنوز راه زيادي در پيش است.

در كشور آمريكا سازمان حفاظت محيط زيست (EPA) مسئول اصلي مبارزه با آلودگي هاي انساني مي باشد. EPA با تعيين استانداردها، راههاي پشگيري و پيگيري، كشت گياهان تصفيه كننده و حتي اقدامات قهري در جهت كاهش آلودگي هاي محيط زيست گام بر مي دارد. همچنين EPA با اتكا به قانون آب آشاميدني پاك (SDWA) مصوب سال 1974 و اصلاح شده در سال هاي 1986 و 1996 اقدام به تعيين استانداردهايي جهت آب هاي آشاميدني گرفته شده از منابع سطحي نموده است. طبق اين معيارها، بايد كليه آب هاي آشاميدني تا سال 2000 از باكتري Cryptospondium فارغ باشند. اين